✍ حصین
چند روز پس از پایان لیگ و سقوط نساجی، خبر اخراج تمامی ارکان باشگاه توسط شخص مالک التیامی شده بود بر زخم سقوط، اخراج همانهایی که نساجی را قربانی اهداف شوم خود کردند و سالها سد راه پیشرفت و موفقیت بودند، اما با گذشت زمان، چیز دیگری رقم خورد و انگار آن خبر فقط وعدهای بود برای آرام کردن جو و عصبانیت هواداران. با یک نگاه کلی به باشگاه به راحتی میتوان فهمید ساختار و سیاست باشگاه باز هم همان آش و همان کاسه هست. یک عده در سمت خود ابقا شدند، عدهای با گذشت زمان از سایه بیرون آمدند و آنهایی هم که واقعأ کنار گذاشته شدند، افرادی جایگزینشان شدند که نه تنها فرقی با قبلیها ندارند، بلکه بدتر از آنها هستند و با اتهام فساد محروم شدند!
جناب مالک! اگه منظورتان از تغییرات، تغییر سرمربی و بازیکنها بوده که ما در تمام این سالها، تغییرات این شکلی را الی ماشاالله داشتیم. درفوتبال ایران تغییر مدیرعامل یعنی تغییر سرمربی و تغییر سرمربی یعنی تغییر بازیکنها. (هدف از این نوشته، ساختاری هست و اصلأ جنبهی فنی ندارد) انتظار ما از آن وعده در تریبون ملی صداوسیما و آن بیانیه در کانال رسمی باشگاه، ایجاد یک انقلاب در سیاست و ساختار کلی باشگاه بوده که متأسفانه محقق نشده و همانطور که پیشبینی میشد، همانند همیشه باز هم یک شو و نمایشی بیش نبود!
آقای حدادیان! باشگاه نساجی در تمام روزها و سالهای حیات خود، شاید موفقیتهای ورزشی چشمگیری نداشته؛ اما امروزه به پشتوانهی تاریخ تمدن و اصالت خود، از محبوبیت بالایی برخوردار است. یک باشگاه بزرگ در قلب یک شهر کوچک که الگوی پاکدستی، سلامت ساختاری و رفتاری بوده و هست، ما عطای هزینههای شما را به لقایش بخشیدیم؛ لطفأ با انتخابها و سیاستهای غلط باشگاهداریتان، عقبهی باشگاه را زیر سوال نبرید. ما نه با شما و اطرافیانتان خصومت شخصی داریم و نه از شرایط فوتبال ایران بیخبریم، اما اینها ما را مجاب به پذیرش و تن دادن به هر رفتاری نمیکند.
نساجی انلاین